تبلیغات
عروج اندیشه - آنتی صهیونیسم(1)
عروج اندیشه
یا لثارات الحسین...
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 4 خرداد 1390 توسط مبین | خانه نظرات ()

تقدیم به جوانان مقاومت اسلامی.

از آنجایی که مبارزه با صهیونیسم نباید صرفا محدود به کشورهایی همچون فلسطین و لبنان باشد، در صددیم تا در این بخش ابتدا به نحو اجمالی با عقاید صهیونیست در قالب پروتکلی که خود واضع آن بوده­اند، آشنا شویم. این حرکت ما را در چگونگی شناخت و مبارزه با این رژیم یاری خواهد کرد. این پروتکل شامل 24 بخش است که به دلیل گستردگی حجم آن، صرفا به اهم مطالب اشاره میشود. علاقه مندان می تواند جهت دریافت کل پروتکل به سایت YAHOO.NETمراجعه کنند.

لطفا با دقت مطالعه بفرمایید

خلاصه پروتکل شماره 1

- شمار انسانهایى كه داراى غرایز بد و شیطانى هستند، برشمار كسانى كه داراى غرایز خوب هستند، پیشى مى‏گیرد. لذا، براى آنكه بتوان بر انسانها حكومت كرد، باید به اعمال زور و خشونت و ترور توسل جست. هر انسانى مى‏خواهد دیكتاتور بشود، زور بگوید و اگر بتواند، رفاه و خوشبختى مردم را فداى خواسته ‏ها و آمال خود گرداند.

- اما چه عواملى این جانور درنده را كه اسمش انسان گذاشته‏اند، از خشونت باز مى‏دارد؟

- از زمانى كه حیات اجتماعى آدمیان آغازگشت، فشارها، رفتارهاى ظالمانه و حیوان صفتانه ‏اى از سوى فرمانروایان باعث شد كه توده ‏هاى مردم تحت سلطه درآیند و مطیع فرمانروایان خود شوند. آنگاه با وضع قوانینى كه در واقع همان چهره تغییریافته زور و تهدید هستند، آدمیان به زیر سلطه درآمدند و من در اینجا مى‏خواهم بگویم كه طبق قانون طبیعت، « حق» یعنى اعمال زور و فشار.

- آزادى سیاسى تنها یك نظریه است نه یك واقعیت. لذا آدمى باید بداند كه چگونه از واژه آزادى سیاسى براى فریب توده ‏ها استفاده كند و سپس آن را براى درهم شكستن قدرت حزب حاكم بكارگیرد. البته اگر حزب حاكم قبلا\" خود از چنین شیوه‏اى براى دستیابى به قدرت استفاده كرده باشد، بهتر مى‏توان همین شیوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادى مى‏توان همین شیوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادى مى‏توان پایه ‏هاى حزب حاكم را سست و لرزان ساخت و بى‏اعتباریش را به توده مردم نشان داد. از آنجا كه توده ناآگاه نمى‏تواند حتى یك روز هم بدون راهنما و رهبر هدفهایش را خود راهبرى نماید، لذا به آسانى رهبرى حزب جدید را مى‏پذیرد و بدین‏سان رژیم قدیم جاى خود را به رژیم جدید مى‏دهد.

- هنگامى كه ما به قدرت رسیدیم، یعنى قدرت را از چنگ فرمانروایانى كه با استفاده از واژه آزادى بر مردم حكومت مى‏كنند، خارج ساختیم، طلا جاى قدرت را خواهد گرفت. بنیاد نهادن حكومت براساس آزادى غیرممكن است. زیرا كسى نمى‏تواند آزادى را در متعارف و متعادل‏ترین نوع آن بكارگیرد. اگر صرفاً براى مدت كوتاهى مردم را در اداره امور خویش آزاد بگذاریم تا هر كس فرمانرواى خویش بشود، دیرى نخواهد پایید كه انسجام امور از هم گسیخته مى‏شود و مردم دست به كشتار همدیگر مى‏زنند و از دولت چیزى جز تلى خاكستر به جاى نخواهد ماند.

- خواه دولتها در اثر ضعف داخلى متلاشى شوند و خواه در اثر چیرگى دشمنان خارجى از بین بروند، سرانجام زیر نفوذ ما قرار خواهند گرفت. زیرا سرمایه، كه به مثابه ریسمان محكمى است، در دست ماست. دولتهایى كه به این ریسمان محكم چنگ نمى‏زنند، سقوطشان حتمى خواهد بود.

- آیا آدم معقولى پیدا مى‏شود كه فكر كند مى‏توان از طریق بحث و استدلال با مردم عامى كه قدرت استدلالشان سطحى است، كنار آمد؟ كنار آمدن با توده مردم فقط با دست گذاشتن روى عواطف و اعتقادات آنها مقدور و ممكن است. اگر بخواهیم با این دسته از مردم كه فهم سیاسى ندارند، از طریق استدلال و بحث كنار بیاییم، جز آنكه تخم هرج و مرج را بپاشیم كار دیگرى نمى‏توانیم بكنیم.

- میان سیاست و اخلاق هیچگونه وجه اشتراكى نیست. فرمانروایى كه متكى به اخلاق باشد، نمى‏تواند سیاستمدارى كار كشته و ماهر از آب درآید و نتیجتاً پایه‏ هاى قدرت سیاسى او متزلزل خواهد گشت. آنهایى كه مى‏خواهند گام در وادى سیاست بگذارند، باید هم نیرنگ باز باشند و هم بتوانند دیگران را متقاعد كنند. صفاتى چون درستكارى و راستگویى خطرى بزرگ براى سیاست بشمار مى‏روند. زیرا چنین صفاتى شدیدتر از هر دشمنى، فرمانروا از اریكه حكمرانى به زیر مى‏كشند. البته فرمانروایان جوامع غیرصهیونیست باید چنین صفاتى را دارا باشند تا هر چه زودتر از پاى درآیندو تسلیم ما شوند. ولى در نظام سیاسى جوامع صهیونیستى، قیودات اخلاقى نباید وجود داشته باشد.

- به اعتقاد ما حق یعنى اعمال زور. واژه حق واژه‏اى ذهنى است كه به هیچ وجه جنبه عینیت به خود نمى‏گیرد. در نظام سیاسى ما حق این چنین تعبیر مى‏شود: هر آنچه را كه مى‏خواهم به من بده زیرا من از تو قوى‏ترم. نیازى نیست كه ثابت كنم حق از آن كیست.

- طبق قانون حكومت اقویا، باید تمام مقررات و قوانین را متلاشى سازیم و براى آنهایى كه داوطلبانه از لیبرالیسم دست كشیده‏اند و تسلیم ما شده‏اند، منجى شویم.

- در شرایط كنونى كه تمام قدرت‏هاى جهان داراى پایه‏هاى لرزانى هستند، قدرت سیاسى ما داراى پایه ‏هاى استوارى است. زیراوجود آن محسوس نیست. زمانى قدرت ما تجلى خواهد كرد كه هیچگونه خطرى آن راتهدید نكند.

- براى آنكه سیاستمان عملكرد رضایت بخشى داشته باشد، نخست باید توده مردم را بشناسیم و به سستى اندیشه، عدم درك و عدم توجه آنها به رفاه خویش پى ببریم. باید بدانیم كه قدرت توده مردم قدرتى نامعقول است. كسى كه از احوال توده مردم اطلاعى ندارد، نمى‏تواند آنهارا اداره كند. و نیز كسى كه دانش سیاسى نداشته باشد، حتى اگر خیلى هم تیز هوش باشد نمى‏تواند توده ناآگاه را رهبرى كند و سرانجام جامعه را به پرتگاه سقوط سوق مى‏دهد.

- تنها به یارى یك فرمانرواى مستبد و سختگیر مى‏توانیم طرحهایى را كه در پیش داریم به مرحله اجرا درآوریم و میان دستگاههاى مختلف دولت كه به مثابه یك ماشین عمل مى‏كند، نوعى هماهنگى برقرار كنیم. لذا مى‏توان چنین نتیجه گرفت كه مناسب‏ترین نوع حكومت براى یك كشور، حكومتى است كه در آن قدرت به یك نفر تفویض بشود. بدون وجود یك حكومت مطلقه مستبد، تمدن نمى‏تواند به حیات خود ادامه دهد. و این تمدن تنها به وسیله رهبران و نخبه ‏ها بارور مى‏شود نه به وسیله توده ‏هاى ناآگاه. توده مردم وحشى است و توحش خود را در هر موقعیتى نشان مى‏دهد. هنگامى كه توده ‏ها آزادى به دست آوردند آزادى به صورت هرج و مرج كه خود اوج توحش است جلوه‏ گر مى‏شود.

- اعتیاد به الكل و افراط در نوشیدن نوشابه ‏هاى سكرآور، مشكلى است كه پس از اعطاى آزادى در میان غیریهودیها رواج پیدا مى‏كند. بر ما یهودیها لازم است كه در چنین مسیرى گام برنداریم. مردم غیریهودى از همان آغاز جوانى به وسیله عوامل ما بى‏بندوبار و بدون اخلاق بار مى‏آیند. عوامل ما عبارتند از معلمان سرخانه، خدمتكاران، منشى‏ها و زنانى كه در خانه‏ هاى ثروتمندان بچه ‏دارى مى‏كنند. به كمك زنان یهودى مردان غیریهودى را در عشرتكده ‏ها و محلهاى عیاشى به فساد اخلاقى مى‏كشانیم و آنها را از جاده عفت و پاكدامنى منحرف مى‏سازیم. من این جامعه را كه به دست زنها به فساد كشانده مى‏شود، جامعه زنان نام مى‏نهم زیرا در فساد و تجمل‏ پرستى دنباله ‏رو دیگرانند.

- دولت ما به جاى آنكه ترس از جنگ را در مردم ایجاد كند، از طریق اعدامهاى ظاهراً قانونى مخالفان را از سر راه برمى‏دارد و با ایجاد چنین ترسى خود به خود مردم را وادار به تسلیم مى‏كند. زیرا بى‏رحمى و سنگدلى در مجازات موجب ثبوت و استحكام دولت است. به نام انجام وظیفه و با اعمال مجازات‏هاى شدید و بى‏رحمانه مى‏توانیم دولتها را هم وادار كنیم كه بدون قید و شرط تسلیم ما شوند.

- منطق ما زورگویى و متقاعد كردن است. در مسایل سیاسى، تنها زور است كه پیروز مى‏شود به ویژه اگر رهبران سیاسى بتوانند آن را مخفیانه اعمال كنند. اگر فرمانروایى نمى‏خواهد تسلیم دیگران شود، باید با خشونت و نیرنگ به متقاعد كردن دیگران كه از اساسى‏ترین اصول حكومت هستند، متوسل شود. تا زمانى كه غیریهود مانع رسیدن ما به هدفهایمان باشند باید فساد، خیانت و رشوه ‏خوارى را رواج دهیم. اگر چپاول كردن اموال مردم منجربه تسلیم شدن آنها در برابر حكومت بشود، نباید در انجام این كار تردیدى به خود راه دهیم.

- اگر به تاریخ گذشت نگاهى بیفكنیم، درمى‏یابیم كه ما نخستین قومى بودیم كه نداى آزادى، برابرى و برادرى را سردادیم. این كلمات بعدها به وسیله مردم غیریهودى، احمقانه و طوطى‏وار تكرار شدند و ناآگاهانه خود را گرفتار ساختند و آزادى را كه در برابر فشارهاى توده ناآگاه چون سد محكمى بود، از بین بردند. خردمندان غیریهودى نمى‏توانند خود را از مطلق‏ گرایى و ذهنیت و عالم تجرد بیرون آورند و واقعیات را مورد قبول قرار دهند. آنها هیچگاه متوجه تضاد موجود میان آنچه مى‏گویند و آنچه عمل مى‏كنند، نمى‏شوند. آنها متوجه نمى‏شوند كه افراد داراى استعدادها، قابلیتها و شخصیتهاى متفاوتى هستند. آنها باور نمى‏دارند كه توده مردم كور و ناآگاه است. آنان باور نمى‏دارند، كسى كه از میان توده مردم برخیزد نمى‏تواند رهبر بشود. آنها نمى‏پذیرند كه استعداد رهبرى در میان یك تبار از پدر به فرزند منتقل مى‏شود. آنان با نادیده گرفتن چنین حقایقى برخلاف موازین طبیعت گام برداشتند و ما مى‏بینیم كه مسأله ارثى بودن رهبرى، به دست فراموشى سپرده شده و همین امر هم باعث شده است كه ما روز به روز به موفقیت نزدیكتر شویم.

- اشاعه كلماتى چون آزادى، برابرى و برادرى در چهارگوشه دنیا به ما نسبت داده مى‏شود. ما باید از عواملمان كه ناآگاهانه پرچم‏مان را با شور و شوق فراوان برافراشته ‏اند، سپاسگزار باشیم. مى‏دانیم كه كلمات مذكور در طول تاریخ همچون آفتى رفاه، صلح، آرامش، همكارى و اساس حكومت غیر یهودیان را نابود كرده ‏اند. البته بعداً یادآور خواهیم شد كه عوامل دست ‏نشانده، ما چگونه به پیروزى نهائى ما كمك خواهند كرد یا این امكان را مى‏دهند كه ورق برنده به دست ما بیفتد. معناى این كلام آنست كه در آینده خواهیم توانست هر نوع امتیازى را از جمله (اریستوكراسى )اشرافیت و سرمایه ‏دارى( جوامع غیر یهودی) را چون سدى در برابر پیروزیمان قرار دارد، نابود كنیم و بر خرابه ‏هاى اریستوكراسى غیریهود، اریستوكراسى خود را كه مبتنى بر ثروت و رهبرى افراد تحصیل كرده است، بنا نهیم. باز یادآور مى‏شویم كه دانش و ثروت دو شرط اساسى، براى تشكیل این اریستوكراسى هستند. ثروت را در اختیار داریم و دانش رهبرى را حكماى پیشین برایمان فراهم آورده ‏اند.

- اگر در رابطه ‏هایمان، دست روى حساس‏ترین عصب ذهن آدمیان بگذاریم، خیلى زود به پیروزى خواهیم رسید و این اعصاب حساس ذهن آدمى، عبارتند از زراندوزى، مال‏پرستى و تنوع ‏طلبى در ارضاء نیازهاى مادى. هر یك از این خواسته ‏ها به تنهائى مى‏تواند آدمى را تسلیم ما بكند.

- از آنجا كه تغییر دادن رهبریهاى ممالك جهان مقدور و میسر مى‏باشد و از آنجا كه مى‏توانیم نقش بسیار مهمى در اینگونه تغییر و تحولات داشته باشیم، لذا برایمان آسان خواهد بود كه اختیار انتصاب و انتخاب رهبران جهان را به دست گیریم.

 

ادامه دارد...




طبقه بندی: سیاست روز، 
درباره وبلاگ

سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
یکچند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم...
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان