تبلیغات
عروج اندیشه - همگام با ذکر 1
عروج اندیشه
یا لثارات الحسین...
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 شهریور 1390 توسط مبین | خانه نظرات ()

بسم الله

بحث در رابطه با بخشی از آیه 256 سوره مبارکه بقره می­باشد. در این بخش از آیه می­خوانیم:

لا إکراهَ فِی الدّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِن الغَیّ...

در دین هیچ اجبار و اکراهی نیست. راه رشد و هدایت از راه ضلالت آشکار شده است...

1) در بخش اول آیه مذکور، اشاره بسیار واضح و مهمی بر موضوع اختیار و آزادی انسان در پذیرش دین شده است و ما سعی می­کنیم به برخی از ارزش­هایی که می­توان از این قسمت به دست آورد، ملاحظاتی داشته باشیم.

2) طبق این آیه شریفه، اراده خدا بر آن تعلق گرفته است که انسان دین خود را از روی انتخاب و اراده خویش برگزیند. در حقیقت این امر اشاره­ای به یک واقعیت طبیعی است که هیچگاه نمی­توان انسان­ها را به پذیرش دینی مجبور کرد که بر خلاف میل باطنی آنهاست. امکان آن هست که در برخی مواقع، فردی مجبور شود بر ضد باور درونی خود چیزی را اظهار کند؛ اما در درون به هیچ وجه از آن باور دست نمی­کشد. انسان وقتی با اعتقاد قلبی به حقیقتی رو کند، از آن بر نخواهد گشت. در ضمن بیان این واقعیت، قرآن یک راهنمایی عملی نیز بر این اساس دارد که نباید کسی را در پذیرش به اجبار واداشت.

3) برخی از مفسرین قرآن بر این باورند که معنای اکراه در آیه شریفه، صرفاً اجبار را نمی­رساند. بلکه منظور امر ناپسند و مخالف فطرت است. بر مبنای این تفسیر، آیه در صدد آن است که بیان کند دین و تمام الزامات مربوط به آن و همه اوامر و نواهی، چیزی نیست که فطرت انسانی از آن کراهت داشته باشد و آن را نپسندد. از این جهت است که اجباری در دین دیده نمی شود. این نحوه از تفسیر صراحتاً به گرایش فطری انسان به سمت و سوی دین اشاره دارد.

4) آیا می­دانید چرا نمی­توان انسان را در پذیرش اعتقاد یا باور قلبی به اجبار واداشت؟

دلیل این امر روشن است. جایگاه باور و اعتقاد درونی، قلب و روح انسان است که اجبار و زور در آن راهی پیدا نمی­کنند. در این آیه نیز خداوند تذکر می­دهد که چون دین و باورهای اعتقادی، جزء این دسته از امور هستند، امکان وادار کردن فرد به تغییر یا پذیرش اجباری دین وجود ندارد. تنها مسیر ممکن جهت نفوذ در اینگونه مسائل، عقل، درک، وجدان شهودی و دلایل و براهینی است که مشخصاً مربوط به خود فرد می­باشد. از این جهت است که گاهی می­بینیم عقیده یک انسان، تنها بر دلیلی بی پایه و اساس تکیه زده است و از آن هم کوتاه نمی­آید؛ زیرا به اندازه درک و عقل آن فرد، همین دلیل بی پایه، ملاک باور برای او شده است. اگرچه شرایط و دلایل خاص، منجر به ظهور یک اعتقاد ویژه در انسان می­شود، اما امکان آن نیز وجود دارد که با مساعد شدن اوضاع و یا بالا رفتن قدرت درک و فهم، اعتقاد تغییر کرده یا اصلاح شود.

 ادامه دارد

 




طبقه بندی: دینی، 
درباره وبلاگ

سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم
چون زلف تو سرگرم پریشانی خویشم
در بزم وصال تو نگویم ز کم و بیش
چون آینه خو کرده به حیرانی خویشم
یکچند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم...
پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگوی دوستان